<< July 2017 >>
Sun Mon Tue Wed Thu Fri Sat
 01
02 03 04 05 06 07 08
09 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30 31



Contact Me

If you want to be updated on this weblog Enter your email here:


Sep 29, 2003
bayaniieh

آذربایجان سخن میگوید:

 

 

 

مردم  شریف  ایران

 

هموطنان عزیز

 

 

 

از پگاه انقلاب کبیر مشروطیت تا به امروز نیروهای عدالت طلب و  آزادیخواه  کشورمان کوشیده اند تا آزادی وعدالت را بر جامعه حاکم کنند و یکایک شهروندان ایران را در دستیابی به جمیع حقوق اجتماعی و فردی خود یاری نمایند.

 

ملت ما در طول تاریخ شاهد استبداد شاهان خودکامه بسیاری بوده است که برای بقای قدرت خود به هرجنایتی دست یازیده اند اما  تجربه مکرر نوع بشر این است که ظلم ماندنی نیست.

 

انقلاب ضد سلطنتی سال 57 گویای این تجربه برای برپایی جمهوریت و مردمسالاری بود.

 

 

 

اکنون  اگرچه قریب به ربع قرن ازآن تاریخ  پر شکوه وحماسی می گذرد ، اما پرسش اساسی ما این است:

 

آیا ملت ایران به آرزوهای ملی  خود رسیده اند؟!

 

یقینا شناسایی و تحلیل اشتباهات و ضعفهای  گذشته به چراغ راهنمایی ، برای جنبش نوین  مردم سالاری ملت ایران تبدیل خواهد گشت.

 

به نظر می رسد مهمترین دلیل عدم توفیق ما  در برقراری نظامی دمکراتیک ، نداشتن تعریفی صریح ازمفهوم دموکراسی و طلب آن به مثابه امری انتزاعی وهمچنین عدم توجه به ضرورتهای عینی مردمسالاری درشکل گیری  رویکردهای کلان فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی و قومی و مذهبی کشورمان بوده است .

 

در چنین شرایطی ارایه  تصویری واضح از ضروریات مردمسالاری و اوصاف جمهوریت ، می تواند به شناخت بیشتر نیروهای آزادیخواه و دمکرات از همدیگر و اتحاد و همکاری این نیروها در راستای حصول  به نظام مطلوب اکثریت در کشور کمک نماید.

 

ما امضا کنندگان ذیل بعنوان جمعی از پژوهشگران  ، اندیشمندان ، نویسندگان ، دانشگاهیان ،  شعرا ، روزنامه نگاران و  فعالان سیاسی آذربایجان با  حمایت از تلاشهای سایر هموطنان برای ایجاد جبهه فراگیر دمکراسی خواهی ، دیدگاههای خود را در مورد محورهای عمده واهداف اصلی حرکت آزادیخواهانه ملت ایران به شرح زیر اعلام میداریم:

 

 

 

1- نخستین و برترین ضامن  تحقق خواسته های ملی ،  گذار به سیستمی مردمسالار بر اساس اصول شناخته شده جمهوریهای دموکراتیک و تضمین حقوق و آزادیهای فردی  و اجتماعی مندرج در اعلامیه جهانی حقوق بشر و ضمایم آن می باشد.

 

 

 

2-  با توجه به تنوع قومی و وسعت جغرافیایی و نیز سابقه تاریخی کشورمان حرکت به سوی برقراری نظام فدراتیو در ایران ا مری اجتناب ناپذیر است. طی یکصد سال اخیر، وجود اصول مشهوری چون انجمنهای ایالتی و ولایتی و نیز  شوراهای اسلامی در قوانین اساسی دوران مشروطه و جمهوری اسلامی گویای ضرورت ایجاد نظام فدرال در ایران است که طی  دو سال اخیر نیز تحت عنوان طرح  ده ایالتی شدن ایران بنحو فزاینده ای بر اهمیت آن افزوده شده است.

 

 

 

3- تعریف و قانونمند کردن حقوق فرهنگی ، اقتصادی و سیاسی شهروندان  و برابری آنها در همه زمینه ها ضامن سلامت و پایداری جمهوری است . لذا انتساب به هیچ  مرام ، فکر ، نژاد و مذهبی موجب برتری و مشروعیت نیست واز نظر ما تنها منبع مشروعیت رای اکثریت ملت است که از طریق برگزاری انتخابات آزاد و  دموکراتیک به منصه ظهور می رسد.

 

 

 

4-  با نظر به اینکه ایران کشوری  کثیرالملله ا ست و در سراسرجغرافیای پهناور آن در طول تاریخ  زبانهای شناخته شده پرتکلم و مستقلی چون ترکی ،  فارسی ، عربی ،  کردی ،  ترکمنی وبلوچی رایج بوده است لذا پذیرش سریع و اجرای شفاف اصل بدیهی تحصیل به زبان مادری  در همه سطوح تحصیلی امری ضروری می باشد.

 

 

 

5- با توجه به اینکه همه زبانها و لهجه ها ونیز مواریث فرهنگی جزء ثروتهای عظیم  معنوی ایران محسوب می گردند  لذا ایجاد شرایط مناسب برای بقا و بالندگی همه زبانها و لهجه های رایج در ایران ونیز حفاظت و ترمیم یادگارهای  فرهنگی ، بدون اعمال هر گونه تبعیض از خواسته های ماست .

 

 

 

6- برای تکریم مقام انسانی  زن  در جامعه -  بعنوان نیمی از شهروندان -  پذیرش کنوانسیون رفع تبعیض از زنان وملحقات آن ضروری است.

 

 

 

7- برای صیانت از  دموکراسی و تداوم آن ،  توسعه پایدار علمی و فرهنگی و اقتصادی و اجتماعی  در سراسر کشور اجتناب ناپذیر می باشد. ما خواستار بهره مندی برابر همگان  از امنیت ،آموزش و پرورش ، رسانه های عمومی ، بهداشت  ، اشتغال ، مسکن و سایر امکانات رفاهی  هستیم.

 

 

 

8- محیط زیست و تنوع زیستی و گنجینه ژنتیکی ایران از مهمترین ثروتهای ملی است . ما خواستار ترمیم خسارات وسیع دهه های اخیر به محیط زیست وصیانت از این ثروت گرانبهای ملی هستیم.

 

 

 

9- از نظر ما محور قرار گرفتن تامین  منافع ملی  و تنظیم مناسبات هارمونیک در عرصه  بین المللی  به منظور  تقویت  دوستی  میان ملتها و نیزگسترش  صلح  جهانی ضامن  امنیت  و پیشرفت و آسایش ملی است.

 

 

 

 

 

 ما معتقد به پیگیری مطالبات از راههای مسالمت آمیز هستیم ، از نظر ما شیوه های مختلف مقاومت مدنی همچون  تحصن ، تجمع ، راهپیمایی  ، اعتصاب و تقاضا برای  برگزاری رفراندوم  حق ذاتی ملت برای رسیدن به مطالبات خویش  می باشد

 

معتقد هستیم که حذف یا بی توجهی به هریک از موارد فوق باعث سلب اعتماد گروههای وسیعی از مردم و احیانا جبهه گیری آنان در مقابل همدیگر و نهایتا به هدر رفتن نیروها و به تاخیر افتادن روند رشد جامعه ایران خواهد شد.

 

امیدورایم کلیه نیروهایی که صادقانه میکوشند تا در رشد وتعالی جامعه سهمی داشته باشند با تحلیل و بررسی واقعبینانه ویژگیها و معضلات جامعه ایران  و روند تحولات منطقه  و نهایتا ارایه طریق جهت  تحقق مسالمت آمیز اهداف فوق در مسیر حرکت مردم ایران راهگشایی کنند.

 

باشد که در جنبشها و حرکات اجتماعی خویش بتوانیم  با داشتن چشم اندازی روشن از دموکراسی و درک صحیح از معضلات  جامعه به پی ریزی شالوده کشوری پیشرفته و سرافراز با شهروندانی آزاد و برابر موفق  گردیم.

 

 

 

7 تیر 1382 برابر با  28  ژوئن 2003

 

 

 

موسي الرضا ابراهيم زاده ، حسين ابراهيمي ، جعفر ابراهيمي ، محمد احمدلو ، بهرام اسدي ، اسلام اسدي پور ، سعيده اسلامي ، رضا اشراقي ، هادي اصغرنژاد ، علي اعتمادي فر ،  کامران اعلايي ، امين اکبرپور ، رسول اکبري نقدهي ، محمد اکبري ، محمدرضا الماسي ، محمد امين ، اصغر اورخون ، فرمان ايلکي ، ابوالفضل ايماني ، انور ايماني ، حسين آجان ، مهدي آذري ، اکبر آزاد ، محمدعلي آشکاري ، امير آشکاري ، محمدرضا آقاپور ، مهدي آقايي ، جمال آيريملو ، سعيده بابازاده ، پريسا بابايي فرد  ، روح اله باوفايي ، نوروز بربسته ، ابراهيم  برزگر ، امير بزرگي ، حميد بلوري ، يوسف بهنمون ، محبوب بوداقي ، عيوض بيات ، شهنام بيات ، جواد بيرامي ، رضا بيگ زاده ، سارا پادار ، تقي پاشاپور ، يوسف پرتوي ، جعفر پري ، ميرعباس پسنديده ، جعفر پشتو ، مهدي پورصادق ، داوود پورمحمد ، فخران پورنجف ، مهرداد تبريزي ، قادر تقوي ، سرور تقي اوغلو ، جوانشير تقی زاده ، سميه تن آرا ، مهرداد تهمورثي ، فاطمه تيموري ، فريدون تيموري ، شعبان جدي ، ابراهيم جعفرزاده ، حسن جعفرزاده ، علي جعفرزاده قره ضياالدين ، مريم جعفري  ، مجتبي جعفري ، نسرين جعفري ، رضا جلالي     ، فرهاد جوادي ، اسماعيل جوادي  ، عليرضا  جوانبخت قولنجي ،  داريوش  حاتمي ، علي حاجعلي ، عزت حاجي زاده ، يعقوب حسن پور ، صمد حسن پوريامچي ، عزيز حسني ، حسين حسني ، عين اله حسين زاده ، سيدلطيف حسيني ، سيدمناف حسيني ، امير حسيني ، محمد حسيني ، احمد حسيني ، علي حق وئرديلو ، ياشار حکاک پورمراغي ، رضا حکيمي راد ،  غلامعلي حنيفي ، فاطمه حيدري ، جواد حيدري ، هاشم حيدري ، رسول حيدري ، رضا خائقي ، مجيد خالقي مقدم ، رحمت اله خداکرمي ، ياشار دباغ ، افشين دنيامالي ، حسن راشدي ، يوسف رحمان فر ، صفي اله رحمتي ، محمد رزاقي ، ولي رستم زاده ، مريم رستمي ، حميد رستمي ، رستم رستمي ، ترکان رضازاده ، احمد رضانيا ، محمد رضايي ،  حسن رضايي ، محمدرضا زکائي ، ادريس سالاري ، يونس سالکي نيا ، يعقوب سالکي نيا ، سعيده سردار ، رضا سعادت مهر، مقصود سليمان پور ، مهدي سياري ، پرويز سياري جرزان ، حيدر شادي ، حميد شافعي ، عليرضا شاکر ، آيدا شاکري ، پروانه شاهين پور ، علي شجاع ، محمدرضا شمس ، نقي شهاب نيا ، بهزاد شهسواري ، داوود شيردل ، محمد صادق پور ، محمد صبحدل ، کريم صدرايي ، عليرضا صرافي ، کيان صفري ، بهروز صفري ، حسين صفي زاده ، فرزاد صمدلي ، اکبر صمدي ، عطيه طاهري ، محمد عابديني ، کمال عباسپور ، عطا عباس زاده ، بهروز عباسی  ، رضا عباسي ، روح اله عباسيان ، غلامرضا عباسي دانش آذر ، عليرضا عبداللهي ، محرمعلي عرفاني ، عبداله عزيزي ، علي عزيزي ، عليرضا عطاري ، داوود علي آبادي ، قربان عليزاده ، محمدعلي عليزاده ، رسول عليزاده ، محبوب عليزاده ،     يوسف عليزاده ، پرويز علي نژاد ، رحيم علي نژاد ، سئويل غريبي ، کيان غضنفري ، حيدر غفاري ، توکل غني لو، اسماعيل فاخري ،امير فرازمند ، ايلقار فرج زاده ، لطيف فرج زاده ، وحيد فرجي ، عليرضا فرجي  ، اميد فرزاديان  ، علي فرزانه ، عليرضا فرشي ، فرشيد فرشيدفر ، علي فرهنگي   ، وحيد فرهودي ، فاطمه فروزان  ، صياد فياضي ، حجت قاسملو، کاظم قاسمي ، منوچهر قانعي ، زهرا قبايي ، جعفر قربان زاده ،  زين العابدين  قربان زاده ، اکبر قرباني ، ربابه قلي زاده ، شکراله قهرماني ، رسول کامران کشتیبان ، صبور کبيري ، اسماعيل کريم زاده ، علي کريمي ، علي  کريمي ، جواد  کريمي ، عباس کريمي ، رحيم کريمي ، رضا کريمي نژاد ، عمران کوهسالار ، افشين کياقره باغي ، نصراله کيشي زاده ، صياد گليپور ، عباس لساني ( لیسانلی ) ، سعيد متين پور ، عليرضا متين پور ، سيامک محمدحسيني ، حسين محمدخاني گونئيلي  ، يعقوب محمدي ، حسن مخلص ، اسماعيل مددي ، ناصر مرادلو ، کمال مرادي ، بولود مرادي ، فرهاد مرادي ، رسول مرادي ، وحيد معرفت ، مهدي ملازاده ، وحيد منافی ، هوشنگ مهرابي ، آيت مهرعلي بيگلو ، قهرمان موحدي ، فاضل موسوي ، جواد موسوي ، بهرام موسي پور ، سعيد موغانلي ، منصور مولايي قولنجي ، غلامرضا ميراني  ، فاطمه ميرحسن پور ، ميکاييل ميرزايي ، حسين ميرزايي ، رسول نادري ، قدرت ناصحي نيا ، ائلناز نامي ، عبدالله نجفي ، منوچهر نجفي ، مهدي نصيري ، تيمور نصيري فرد ، علي نظري ، رسول نظري  ، ابولفضل نظري ، سعيد نعلبندي ، فردين نعمت زاده ، فاطمه نعمتي  ، سعيد نعيمي ، مهدي نعيمي ، عادل نقي زاده ، حسينقلي نوري ، ياشار نوري ، سليمان هاشم زاده ، جلال هلالي ، مسعود ورمزيار ، پرويز وطن پور ، صابر وطن خواه ، آغشين يکانلي ، شهرام يوزباشي ، داريوش يوسفي

 

 

 

 

 

 

 

برای اعلام حمایت و تماس با امضاء کنندگان متن به آدرس زیر مراجعه نمایید:

 

azer_news@yahoo.com

 

 


Posted at 03:21 am by bozgurt
Comments (1)

Sep 21, 2003
Babak Atama

بابك آتاما
ايسترم يازام بير ايگيت اوچون
قيساجا بير سوز، شانلي بير داستان
سؤز بیلمیرم،اونا ياراشسين
قوچاقلار ايچره سانكي بير آسلان
ده ده قورقودون
يئري  
گورونور
گئنه يارادا بويلي بير داستان
اون ايكي عصير كئچسده اگر
سانكي ياشايير اينديده جاودان



تورك ائلينين شانلي بايراقين
اوزگورلوك اوچون جانلا قووزایان
"سورنا"دان اويوت آلميشدي منجه
هر بير دوشمانا اوخوردو ميدان
"تومروس"آنانين خلف اوغلودور
"كوروش" لارين باشين قوپاردان
آتام "بابك"دن يازماك ايستيرم
قلم ده دئير آدينا قوربان


Posted at 03:13 am by bozgurt
Comments (1)

federalism

ماشااله رزمی:


ضرورت طرح موضوع فدراليسم

فدراليسم دکترين سياسی جوامع فدرال است که درجريان جنگهای استقلال آمريکا واردفرهنگ سياسی شد و با تشکيل يک حکومت فدرال متشکل از سيزده ايالت واقعيت پيدا کرد۰
اصطلاح فدرال از ريشه لاتين فدوس اريس بمعنی پيمان گرفته شده و مشتقات آن اکنون بصورتهای فدراتور (متحد کننده) فدره (جزواتحاد) و فدراتيو (اتحادی) در دنيا متداول است ۰
پيشگامان فدراليسم طرفدار آزادی ملل بودند در انقلاب کبير فرانسه ژيروندن ها از فدرايسم دفاع ميکردند و در جريان کمون پاريس نيز سربازانی که به کمون پيوستند فدره ناميده شدند
اصطلاحات فدراسيون و کنفدراسيون هم در مورد اتحاديه های ملل و کشور ها بکار ميرود وهم در باره اتحاديه های سنديکايی و نهادهای جامعه مدنی مصطلح است ۰
در مباحث سياسی به معانی لغوی مشتقات کلمه فدرال بسنده نمی شود ۰بلکه تعاريف حقوقی شناخته شده از آنها استنباط می شود مثلا کنفدراسيون جمع ساده فدراسيونها نيست و درک سياسی آن نوع خاصی از حکومت است که دولتهای تشکيل دهنده آن از استقلال کامل بر خوردارند۰
اصطلاح فدرال از سال ۱۷۸۳ميلادی متداول شده و درباره دولتهای قانون بنياد صادق است و انواع دولتهای متحده اتحاديه های قبايل کشورهای هم پيمان و خودمختاريهای متحدمنطقه ای که در طول تاريخ وجود داشته اند چون مبتنی بر قانون اساسی و حقوق شهروندی نبودند جزوائتلاف ها واتحادهای ماقبل فدراليسم شناخته می شوند۰فدراليسم شيوه حکومتی مدرن است و قانون محور می باشد۰
طرح موضوع فدراليسم و آشنايی با تجربيات جوامع فدرال در شرايط فعلی از آن جهت ضرورت دارد که چندی است بحث فدراليسم بصورت جدی در ايران مطرح شده و بويژه در ميان فعالين فرهنگی ملل غيرفارس از جمله آذربايحانيهابه شعار روز تبديل شده است .
ايده فدراليسم همزمان باسايرمکاتب سياسی مدرن ازاوايل قرن بيستم وارد ايران شده ودرانقلاب مشروطه بصورت قانون «انجمنهای ايالتی و ولايتی» رسميت يافته است اما آرزوی عمومی «حق تعيين سرنوشت ملل بدست خود» که خواست اکثريت مردم در کشور کثيرالمله ايران بوده به دلايل سياسی تاکنون تحقق نيافته است۰ ايران امروز با هفتاد ميليون جمعيت هر چند که فاقد يک جامعه سياسی سازمان يافته است که برای کسب قدرت و تغيير ساختار سيستم حکومتی مبارزه نمايد ولی در عوض دارای جامعه مدنی جوان ديناميک و بشدت سياسی شده می باشد که در مواقعی
-1-

خلاء سياسی نبود جامعه سياسی و احزاب را پر می کند و بنظر می رسد رشد سياسی مردم وآگاهی نخبگان جامعه بمرحله ای رسيده است که قادر است نظام سنتی و ساختار بوروکراتيک کشور را تغيير دهد و موانع مدرنيته را از عرصه های مختلف زندگی سياسی و اجتمايی بر طرف نمايد و بقول معروف ديگر «هيچ قدرتی نميتواند مانع طرح مسايلی بشودکه زمان طرح آن فرارسيده باشد» در باره فدراليسم عليرغم آشنايی فعالين سياسی وروشنفکران با مفهوم آن درک همه جانبه و آشنايی با اشکال و انواع فدراليسم هنوز محدود است بدين جهت تحقيق و ترجمه برای روشن کردن نقاط قوت و ضعف انواع فدراليسم ضروری است تا افرادونيروهايی که شعارفدراليسم می دهند درتبليغ و ترويج آن دقت لازم را بخرج بدهند و بر خورد واقعگرا داشته باشند
۰دلايل اصلی طرح شعار فدراليسم در ايران عبارتند از :
۱ _ آزادی در هر جامعه ای بمعنی آزادی مخالفين و به تبع آن دموکراسی در مفهوم عام خود بمعنی برسميت شناختن حقوق اقليت است۰ ايران کشور اقليت هاست و هيچ قوم و ملتی در آن اکثريت ندارد لذا آزادی و دموکراسی در چنين کشور وسيع ثروتمند و چند فرهنگی تنها از طريق عدم تمرکز قدرت و سياست و شرکت دادن تمام اقوام و ملل ساکن در ايران در قدرت سياسی و اداره کشور است که مناسب ترين روش و فرم عملی آن بر قراری سيستم فدرال است
۰
۲ _ انقلاب سال۱۳۵۷ نظام موروثی سلطنتی را بر انداخت و نظام انتخابی جمهوری را جايگزين آن ساخت اما بدليل عدم وجود تجربه دموکراسی و سابقه تاريخی جمهوری در ايران نظام بر آمده از انقلاب بتدريج ايديولوژيک شد و جمهوريت نظام تضعيف گشت گردش نخبگان در اداره کشور به درون قشر خاصی محدودشد و اکثريت مردم از تاثير گذاری در سرنوشت کشورشان محروم گشتند اکنون بين نظام حکومتی و مردم فاصله افتاده و نظام بر آمده از انقلاب دچار بحرانهای متعدد بويژه بحران ساختاری شده است و بيم آن ميرود که جمهوريت نظام بطور کلی زايل گردد وشکل ديگری از استبداد جايگزين آن شود و يا نظام موروثی پيشين احيا گردد
۰با توجه به موارد ذکر شده برای دفاع از جمهوريت و جلو گيری از احيا نظام سلطنتی و بستن راه بازگشت و استقرار هر نوع حکومت ديکتاتوری لازم است که ساختارمتمرکزوبوروکراتيک فعلی دگرگون شود و نظام جمهوری فدرال درکشور برقرار گرددتا ديگر هيچ قشر وطبقه ای نتواند با استفاده از ساختار متمرکز قدرت ظلم و ستم سراسری اعمال کند
۰
-۲-


۳ _ مساله ملی يکی از مشکلات لاينحل ايران از تاريخ تشکيل حکومت متمرکز در سال ۱۳۰۴ تابه امروز بوده است ۰ از يازده ملت ساکن در ايران شش ملت بلحاظ فرهنگی و سياسی فعالند سرکوبی های خونين متعدد طی هشتاد سال گذشته زخمهای عميقی بجا گذاشته است نا ديده گرفتن هويت و خواسته های ملل غير فارس در ايران و تلاش برای ساختن ملت واحد با هويت قوم فارس و مذهب شيعه نتايج منفی به بار آورده و ايرانيان که در طول قرن ها با حفظ هويت فرهنگی و زبانی ودينی خود در کنار هم زندگی کرده اند اکنون ديگر نفی هويت خود را از طرف قوم حاکم و حکومت متمرکز و ايد‌ئولوژيک تحمل نمی کنند۰
شرايط بين المللی نيز دگرگون شده است اگر در دوران جنگ سرد ابر قدرت غرب برای مقابله با ابرقدرت شرق مدافع حکومت متمرکز عليرغم خواست مردم ايران بوده امروز ديگر نفعی در حمايت از حکومت متمرکز دست نشانده درين قسمت از جهان ندارد زيرا با انحلال اتحاد شوروی موقعيت ژيوپليتيک ايران تضعيف شده و نظم جديدی در دنيا بوجود آمده است ۰
واقعيت های موجود بيانگر آنست که بايد تغييرات ريشه ای در ايران انجام بگيرد تا مسايل و مشکلات مزمن گذشته از جمله مشکل مساله ملی حل شود وايران در جامعه جهانی پذيرفته شود و تجربيات جهانی نشان می دهند که فدراليسم مدرن ترين پايدارترين و صلح آميز ترين راه حل مساله ملی می باشد۰
برپايی دموکراسی مدرن ، نفی هرگونه تک صدايی و يکه تازی ، استقرار مناسبات متوازن بين ملل ساکن در ايران و پايان دادن به ستم ملی امروز ديگر اوتوپی و رويا نيست بلکه يک نياز مدنی است که با يک پروژه سياسی تحقق يافتنی است تا نسل حاضر با بر قراری نظام فدرال ساختار سياسی و اداری کشور را باز سازی کند۰
ايران اولين کشور آسيا بود که در آغاز قرن بيستم در انقلاب مشروطيت صاحب قانون اساسی شد و اکنون بعد از يک قرن مبارزه در راه آزادی و مردمسالاری توان و تجربه آنرا دارد که قرن بيست يکم را با فدرالی کردن نظام حکومتی يک گام اساسی ديگر بسوی مدرنيته بردارد و پيشگامی خودرا درميان ملل منطقه حفظ نمايد۰


Posted at 02:35 am by bozgurt
Make a comment